دانلود و خرید نرم افزار - گروه نرم افزاری کیا | نرم افزار رایگان
Sign up to Teobux today!
رمان الهه ناز ( جلد دوم )
قسمت آخر
****************************************************
***************************************
***************************
وقتی مادروپدر شب بخیر گفتند و رفتند به اتاق خواب آمدم و با عصبانیت کیفم را روی مبل پرت کردم
منصور گفت: چیه گیسو؟ چرا انقدر اخم و تخم میکنی من چه خطائی مرتکب شدم؟
خجالت کشیدی یک دفاع از زنت کنی
خوت دفاع کردی دیگه عزیز دلم .موقع کندن موهای من فرا رسیده ؟
بیخود عزیز دلم عزیز دلم نکن ، مادره که منو دوست داره نه تو
گیسو باز شروع کردی .من که گفتم نریم این مهمانی آخرش اینه
پس آخر آخرش هم گوش کن .دیگه دوست ندارم اینها پاشون رو تو خانه من بذارند
گیسو جان اینها سالی دو سه بار میان اینجا اون هم تحمل کن. من نمی تونم بگم نیان
همین که گفتم ،آدم که مجبور نیست دشمنش رو تحمل کنه
حالا چرا گریه میکنی؟ آخه آنها ارزشش رو دارند؟
ولم کن تو تکیه گاه خوبی برای من نیستی اصلا بیخود بچه دارشدم
گیسو من ملاحظه نسرین و پرویز رو کردم درست مثل خودت. خانه مردم که نمیشه دعوا راه انداخت
مگه پرویز دعوا کرد. از زنش دفاع کرد
کجا می ری؟
پیش مادر جون
آنجا می ری چکار؟
میخوام آنجا بخوابم اعصابم متشنجه
سریع مقابلم ایستاد و گفت : منکه روم نمیشه بیام اونجا بخوابم ، بیا بگیر بخواب همینجا عزیز من
میخوام از تو دور باشم
آخه من چه گناهی کردم؟
سکوت گناه توئه .من واسه بچه تو انقدر ورم کرده م
تو صدبرابر این هم که بشی باز همه چیز زندگی منی، قربونت برم
ولم کن زبون نریز، آنجائی که لازمه زبانت رو کار بینداز
خب الان لازمه ، چون نمی تونم بدون شماها بخوابم
شما ها کیه ، دیگه ؟

نظرات ()