دانلود و خرید نرم افزار - گروه نرم افزاری کیا | نرم افزار رایگان
Sign up to Teobux today!
رمان الهه ناز ( جلد دوم )
قسمت دوم
تو برای من گیتی هستی .دلم براش تنگ شده .بذار احساسش کنم
عصبانی بلند شدم .دستم را کشیدم وگفتم :عصر بخیر شوهر خواهر عزیز
چرا عصبانی شدی گیسوجان؟
می رم بیرون قدم بزنم
خیابون؟
بله
تنها نمیخواد بری
من گیتی نیستم که بهم امر کنی
خودم می برمت
نمیخوام شما حس بگیرین .اینطور بهتره
منصور با عصبانیت بلند شد آمد مقابلم ایستاد.بازوهایم را گرفت و پرسید: تو کی رو دوست داری گیسو؟خب بگو
دلم میخواست با نگاهم بفهمد
با توام
هنوز زوده که بفهمی منصور
پس به فرهان بگم دوستش نداریو اونو نمیخوای؟
نه، وقتی کسی که دوستش دارم منودوست نداره و روحش جای دیگه س، وقتی خودش میگه فرهان برات مناسب تره، چرا فرهان رو از دست بدم؟

نظرات ()