DOWNLOADER

حقیقت انکارناپذیر است. بدخواهی ممکن است به آن حمله کند. ممکن است نادانی آن را به استهزا بگیرد. اما سرانجام حقیقت پایدار خواهد بود. سر وینستون چرچیل

 
تبلیغات پیامکی

cheshmehregi

دانلود و خرید نرم افزار - گروه نرم افزاری کیا | نرم افزار رایگان Sign up to Teobux today!

رمان الهه ناز ( 5 )
نویسنده : مهدی - ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ٤ امرداد ۱۳۸٩
 

قسمت پنچم

کمی در سالن نشیمن نشستیم .صدای آهنگ زیبایی که مهندس انتخاب کرده بود، پخش می شد و ما مشغول صحبت شدیم. بعد از صرف چای مادر را به اتاقش بردم .کمی پیشش نشستم .داروهایش را دادم که ثریا وارد شد وگفت: محبوبه سفارش کرده بود ملحفه را عوض کنم .اشکالی نداره؟

نیازی نیست ثریا خانم منظور من تنوع رنگ بود. باشه وقتی مهندس ملحفه ها رو تهیه کردن

بله خانم، پس امری نیست؟

عرضی نیست ، بفرمایین

شب بخیر

شب بخیر

خب مادر شما بخوابین . منم میرم و صبح میام .امروز ازم راضی بودین؟........